مفروضات قبلی؛ زنجیری بر دست خلاقیت

ذهن انسان برای ساده‌تر کردن پردازش اطلاعات، به طور ناخودآگاه مفروضاتی را درباره جهان پیرامون خود شکل می‌دهد. این مفروضات به ما کمک می‌کنند که در موقعیت‌های تکراری سریع‌تر تصمیم بگیریم، اما هنگامی که پای خلاقیت و نوآوری به میان می‌آید، همین مفروضات می‌توانند به زنجیری تبدیل شوند که توانایی ما را برای تفکر خارج از چارچوب محدود می‌کند.

ذهن انسان برای ساده‌تر کردن پردازش اطلاعات، به طور ناخودآگاه مفروضاتی را درباره جهان پیرامون خود شکل می‌دهد. این مفروضات به ما کمک می‌کنند که در موقعیت‌های تکراری سریع‌تر تصمیم بگیریم، اما هنگامی که پای خلاقیت و نوآوری به میان می‌آید، همین مفروضات می‌توانند به زنجیری تبدیل شوند که توانایی ما را برای تفکر خارج از چارچوب محدود می‌کند.

در این مقاله، به بررسی تأثیر مفروضات قبلی بر خلاقیت می‌پردازیم و راه‌هایی برای شکستن این زنجیرها ارائه می‌دهیم.

مفروضات قبلی چیست؟

مفروضات قبلی به باورها، پیش‌فرض‌ها و چارچوب‌های ذهنی گفته می‌شود که بر اساس تجربه‌ها، آموزش‌ها و محیط زندگی ما شکل گرفته‌اند.

– مثال ساده: فرض کنید که همیشه یک در را به سمت داخل باز کرده‌اید. ذهن شما به طور پیش‌فرض فکر می‌کند همه درها به همین شکل باز می‌شوند، اما ممکن است در جدیدی که با آن مواجه می‌شوید به سمت بیرون باز شود.

این نوع مفروضات در زندگی روزمره مفید هستند، اما زمانی که به خلاقیت و ارائه ایده‌های نو نیاز داریم، می‌توانند ذهن ما را محدود کنند.

 چگونه مفروضات قبلی خلاقیت را محدود می‌کنند؟

مفروضات قبلی از چندین طریق مانع خلاقیت می‌شوند:

  • ایجاد محدودیت‌های ذهنی: وقتی باور دارید که فقط یک راه برای حل یک مسئله وجود دارد، دیگر به دنبال راه‌حل‌های خلاقانه نمی‌روید. (چگونه محدودیت‌ها می‌توانند باعث تقویت خلاقیت شوند؟)
  • تقویت الگوهای قدیمی: مفروضات قبلی ما را به ادامه دادن مسیرهای آشنا تشویق می‌کنند، حتی اگر این مسیرها ناکارآمد باشند.
  • مقاومت در برابر تغییر: ذهن ما برای حفظ تعادل و ثبات به مفروضات قبلی تکیه می‌کند و به همین دلیل، در برابر تغییر مقاومت نشان می‌دهد.
  • خاموش کردن کنجکاوی: وقتی چیزی را بدیهی فرض می‌کنیم، از پرسش درباره آن دست می‌کشیم و فرصت کشف ایده‌های جدید را از خود می‌گیریم.
 مثال‌هایی از محدودیت مفروضات قبلی در خلاقیت
  • نوآوری در طراحی: تا پیش از ظهور گوشی‌های هوشمند، همه تصور می‌کردند تلفن باید دکمه داشته باشد. این فرض، نوآوری را محدود کرده بود تا زمانی که اپل با حذف دکمه‌ها مفهوم تلفن را تغییر داد.
  • حل مسئله در کسب‌وکار: بسیاری از شرکت‌ها تا سال‌ها تصور می‌کردند که موفقیت آن‌ها تنها در گرو تبلیغات سنتی است، اما تحول دیجیتال این فرض را به چالش کشید و باعث ظهور روش‌های نوین بازاریابی شد.
 چگونه مفروضات قبلی را شناسایی و به چالش بکشیم؟

برای غلبه بر مفروضات قبلی و باز کردن درهای خلاقیت، می‌توانید از راهکارهای زیر استفاده کنید:

  •  الف) سؤال کردن از مفروضات: همیشه از خود بپرسید: چرا این کار را به این شکل انجام می‌دهم؟ آیا راه دیگری وجود دارد؟
  •  ب) تفکر معکوس: به جای دنبال کردن مسیرهای رایج، سعی کنید مسائل را از دیدگاهی متفاوت ببینید. برای مثال، به جای پرسیدن “چگونه این محصول را بهبود دهیم؟” بپرسید “اگر بخواهیم این محصول را از بین ببریم، چه کار خواهیم کرد؟” (تکنیک وارونه‌سازی: نگاهی برعکس برای یافتن راه‌حل‌های خلاقانه)
  •  ج) کشف دیدگاه‌های جدید: با افرادی که دیدگاه‌های متفاوتی دارند صحبت کنید یا به حوزه‌های جدیدی وارد شوید. این کار می‌تواند شما را از الگوهای فکری تکراری دور کند.
  •  د) پذیرش شکست: گاهی شکستن مفروضات قبلی ممکن است به شکست منجر شود، اما این شکست‌ها می‌توانند درسی برای رشد و نوآوری باشند. (نقش شکست در فرآیند خلاقیت: پذیرش اشتباهات)
  •  هـ) مطالعه و یادگیری مستمر: خواندن کتاب‌ها، مقالات و مطالعه در زمینه‌های مختلف به شما کمک می‌کند که چارچوب‌های ذهنی خود را گسترش دهید و از تکرار مفروضات قبلی جلوگیری کنید.
مثال های واقعی از رها کردن مفروضات قبلی

نوآوری در صنعت خودرو: تولید خودروی الکتریکی توسط تسلا

برای سال‌ها، صنعت خودرو بر این فرض استوار بود که خودروهای بنزینی بهترین و تنها گزینه برای حمل‌ونقل هستند. شرکت‌های بزرگ خودروسازی تصور می‌کردند که خودروهای الکتریکی گران، ناکارآمد و غیرقابل رقابت با خودروهای سنتی هستند.

 شکستن مفروضه: ایلان ماسک و شرکت تسلا این فرض را به چالش کشیدند. آن‌ها بر این باور بودند که می‌توان خودروهای الکتریکی کارآمد، زیبا و با قابلیت پیمایش بالا تولید کرد. نتیجه این تغییر نگرش، تولید خودروهای الکتریکی پیشرفته‌ای مانند تسلا مدل S و مدل 3 بود که نه تنها مقرون‌به‌صرفه‌تر و دوستدار محیط‌زیست بودند، بلکه انقلابی در صنعت خودرو ایجاد کردند.

تحول در صنعت عکاسی: ظهور دوربین‌های دیجیتال

در گذشته، عکاسی کاملاً بر پایه فیلم‌های آنالوگ بود. شرکت‌هایی مانند کداک این فرض را داشتند که فیلم‌های عکاسی برای همیشه پایه اصلی این صنعت خواهند بود. این فرض باعث شد که کداک، حتی با وجود توسعه فناوری دیجیتال در آزمایشگاه‌های خود، این فناوری را جدی نگیرد.

شکستن مفروضه توسط رقبا: در همین زمان، شرکت‌هایی مانند سونی و کانن این مفروضه را کنار گذاشتند و به توسعه دوربین‌های دیجیتال پرداختند. نتیجه این نوآوری، تبدیل دوربین‌های دیجیتال به استاندارد جدید صنعت عکاسی بود.

عاقبت کداک: کداک، به دلیل پایبندی به مفروضات قبلی، نتوانست با این تحول سازگار شود و در نهایت اعلام ورشکستگی کرد، در حالی که شرکت‌های پیشرو در دوربین‌های دیجیتال بازار را در اختیار گرفتند.

 نوآوری در صنعت موسیقی: ظهور استریمینگ موسیقی

در دهه‌های گذشته، صنعت موسیقی به فروش فیزیکی آلبوم‌ها (مانند نوار کاست، CD و DVD) متکی بود. شرکت‌ها این فرض را داشتند که مخاطبان همیشه حاضرند هزینه زیادی برای خرید آلبوم‌های موسیقی پرداخت کنند.

شکستن مفروضه: شرکت‌هایی مانند Spotify و Apple Music این تفکر را کنار گذاشتند و مدل استریمینگ را معرفی کردند. این سرویس‌ها به کاربران امکان دادند با پرداخت اشتراک ماهانه یا رایگان (به همراه تبلیغات)، به کتابخانه‌ای گسترده از موسیقی دسترسی پیدا کنند.

تحول در صنعت خرده‌فروشی: موفقیت آمازون

در گذشته، تصور رایج این بود که خرده‌فروشی باید به صورت حضوری و از طریق فروشگاه‌های فیزیکی انجام شود. فروشگاه‌های بزرگی مانند Sears و Toys “R” Us بر این فرض استوار بودند و سرمایه‌گذاری عمده‌ای روی فروشگاه‌های زنجیره‌ای کردند.

شکستن مفروضه: جف بزوس با ایجاد آمازون، این باور را به چالش کشید که مشتریان باید محصولات را حضوری خریداری کنند. او با تمرکز بر خرید آنلاین و ارائه خدماتی مانند تحویل سریع، امکان مقایسه محصولات، و قیمت‌های رقابتی، راهی جدید برای خرده‌فروشی ایجاد کرد.

نتیجه: آمازون به یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های جهان تبدیل شد، در حالی که بسیاری از فروشگاه‌های فیزیکی که به تغییر این مفروضه توجه نکردند، با مشکلات مالی و ورشکستگی روبرو شدند.

تحول در صنعت تاکسی‌رانی: ظهور اوبر و لیفت

برای دهه‌ها، مردم بر این باور بودند که خدمات تاکسی باید از طریق شرکت‌های مجوزدار با خودروهای مشخص ارائه شود.

شکستن مفروضه: اوبر و لیفت این تصور را تغییر دادند و با ایجاد پلتفرم‌هایی که از رانندگان عادی استفاده می‌کردند، بازار جدیدی خلق کردند. کاربران می‌توانستند با استفاده از یک اپلیکیشن، به راحتی و با هزینه کمتر از خدمات حمل‌ونقل استفاده کنند.

نتیجه: این نوآوری نه تنها صنعت تاکسی‌رانی را متحول کرد، بلکه مدل‌های کسب‌وکار سنتی را به چالش کشید و به یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های فناوری جهان تبدیل شد.

نوآوری در صنعت آموزش: یادگیری آنلاین

برای مدت‌ها، آموزش به صورت حضوری و در کلاس‌های فیزیکی انجام می‌شد و این تصور وجود داشت که یادگیری آنلاین نمی‌تواند جایگزین موثری باشد.

شکستن مفروضه: شرکت‌هایی مانند Coursera، Udemy، و Khan Academy این باور را شکستند و با ایجاد پلتفرم‌های یادگیری آنلاین، دسترسی به آموزش باکیفیت را برای میلیون‌ها نفر در سراسر جهان فراهم کردند.

نتیجه: آموزش آنلاین به یکی از پایه‌های اصلی یادگیری در دوران مدرن تبدیل شد، به‌ویژه در زمان همه‌گیری کرونا که یادگیری از راه دور به ضرورت بدل شد.

نوآوری در صنعت فیلم‌سازی: موفقیت نتفلیکس

برای سال‌ها، صنعت فیلم و سریال بر اجاره یا خرید دی‌وی‌دی و پخش تلویزیونی متکی بود. شرکت‌هایی مانند Blockbuster تصور می‌کردند این مدل برای همیشه پایدار است.

شکستن مفروضه: نتفلیکس با معرفی مدل استریمینگ و تولید محتوای اختصاصی، این صنعت را متحول کرد. آن‌ها نشان دادند که مردم مایل‌اند برای دسترسی نامحدود به فیلم‌ها و سریال‌ها اشتراک ماهانه بپردازند.

نتیجه: نتفلیکس به یکی از غول‌های صنعت سرگرمی تبدیل شد، در حالی که شرکت‌هایی مانند Blockbuster نتوانستند به این تغییر پاسخ دهند و از صحنه حذف شدند.

تحول در صنعت خرده‌فروشی مواد غذایی: ظهور فروشگاه‌های بدون صندوق‌دار

مدت‌ها تصور می‌شد که خرید مواد غذایی نیازمند فروشندگان و صندوق‌داران است.

شکستن مفروضه: آمازون گو فروشگاه‌هایی بدون صندوق‌دار راه‌اندازی کرد که مشتریان می‌توانستند با استفاده از فناوری‌های پیشرفته مانند حسگرها و هوش مصنوعی، کالاها را برداشته و بدون نیاز به صف پرداخت از فروشگاه خارج شوند.

نتیجه: این نوآوری تجربه خرید را تغییر داد و نشان داد که فناوری می‌تواند روش‌های سنتی را دگرگون کند.

تحول در صنعت ارتباطات: ظهور پیام‌رسان‌های اینترنتی

برای مدت‌ها، ارتباطات از طریق تماس‌های تلفنی یا پیامک انجام می‌شد که هزینه بالایی داشت.

شکستن مفروضه: برنامه‌هایی مانند واتس‌اپ، تلگرام و ایموجی‌ها با استفاده از اینترنت، راه‌های ارزان‌تر و کارآمدتری برای ارتباطات ارائه دادند.

نتیجه: این ابزارها نحوه ارتباطات شخصی و کاری را تغییر دادند و شرکت‌های مخابراتی مجبور شدند مدل‌های درآمدی خود را تغییر دهند.

نوآوری در صنعت پرداخت: ظهور پرداخت‌های موبایلی

برای سال‌ها، مردم به استفاده از کارت‌های اعتباری و پول نقد برای پرداخت‌های خود متکی بودند.

شکستن مفروضه: شرکت‌هایی مانند PayPal، Apple Pay، و Google Pay این فرض را شکستند و امکان پرداخت از طریق گوشی‌های هوشمند و کیف پول‌های دیجیتال را فراهم کردند. این خدمات، پرداخت را سریع‌تر، آسان‌تر و ایمن‌تر کردند.

نتیجه: امروزه پرداخت‌های موبایلی به یکی از پرکاربردترین روش‌های تراکنش تبدیل شده‌اند و روش سنتی پرداخت را به چالش کشیده‌اند.

تحول در صنعت هوانوردی: هواپیماهای کم‌مصرف

برای سال‌ها، شرکت‌های هوانوردی تصور می‌کردند که اندازه و ظرفیت بیشتر هواپیماها کلید موفقیت است.

شکستن مفروضه: وشرکت بوئینگ با توسعه هواپیماهای کم‌مصرفی مانند بوئینگ 787 دریم‌لاینر نشان داد که تمرکز بر مصرف سوخت پایین و افزایش کارایی می‌تواند رویکرد بهتری باشد. این مدل‌ها علاوه بر کاهش هزینه‌ها، اثرات زیست‌محیطی را نیز کم کردند.

نتیجه: امروزه بسیاری از شرکت‌های هوانوردی به سمت استفاده از این نوع هواپیماها حرکت کرده‌اند.

تحول در صنعت بهداشت و درمان: پزشکی از راه دور

در گذشته، مراجعه به پزشک حضوری و در کلینیک یا بیمارستان تنها راه دریافت خدمات درمانی بود.

شکستن مفروضه: پلتفرم‌هایی مانند Teladoc Health و Doctor on Demand این تصور را تغییر دادند و امکان مشاوره پزشکی آنلاین را فراهم کردند. این فناوری به‌ویژه در دوران همه‌گیری کرونا به طور گسترده مورد استفاده قرار گرفت.

نتیجه: پزشکی از راه دور اکنون به بخشی جدایی‌ناپذیر از سیستم بهداشت و درمان تبدیل شده است.

نوآوری در صنعت حمل‌ونقل: خودروهای خودران

برای سال‌ها، رانندگی نیازمند کنترل انسان بود و تصور می‌شد ماشین‌های خودران غیرممکن یا ناکارآمد هستند.

شکستن مفروضه: شرکت‌هایی مانند تسلا، ویمو و کروز این فرض را کنار گذاشتند و فناوری خودروهای خودران را توسعه دادند. این خودروها با استفاده از هوش مصنوعی و حسگرهای پیشرفته می‌توانند بدون دخالت انسان حرکت کنند.

نتیجه: این نوآوری به تدریج نحوه حمل‌ونقل را تغییر داده و زمینه‌ساز کاهش تصادفات و افزایش بهره‌وری شده است.

تحول در صنعت سرگرمی: بازی‌های مبتنی بر واقعیت افزوده و واقعیت مجازی

برای مدت‌ها، تصور می‌شد که بازی‌های کامپیوتری باید محدود به صفحه‌نمایش باشند.

شکستن مفروضه: بازی‌هایی مانند Pokemon Go و دستگاه‌هایی مانند Oculus Rift و HTC Vive نشان دادند که بازی‌های واقعیت افزوده و واقعیت مجازی می‌توانند تجربه‌ای کاملاً جدید ارائه دهند. این فناوری‌ها به بازیکنان امکان دادند تا با دنیای واقعی تعامل داشته باشند یا به محیط‌های مجازی وارد شوند.

نتیجه: این تحول، مرزهای صنعت بازی را گسترش داد و فرصت‌های جدیدی برای سرگرمی و آموزش ایجاد کرد.

 نتیجه‌گیری

مفروضات قبلی می‌توانند به زنجیری بر دست خلاقیت تبدیل شوند، اما با آگاهی از وجود آن‌ها و به چالش کشیدن‌شان، می‌توان این زنجیرها را شکست. اگر می‌خواهید ذهنی خلاق داشته باشید، باید جرأت کنید که باورهای قدیمی را زیر سؤال ببرید و به جای پیروی از مسیرهای هموار، قدم در راه‌های تازه و ناشناخته بگذارید. به یاد داشته باشید که خلاقیت از شکستن مرزها آغاز می‌شود.

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا